السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
144
تفسير الميزان ( فارسي )
هر مدتى يك بار به آن مراجعه كنند ، هم چنان كه قرآن كريم مىفرمايد : « وَوَصَّى بِها إِبْراهِيمُ بَنِيه وَيَعْقُوبُ يا بَنِيَّ إِنَّ اللَّه اصْطَفى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ » « 1 » . ليكن خواننده عزيز خودش خوب مىداند كه از وصيت ، به كلمه توحيد تعبير نمىكنند به اينكه ابراهيم ( ع ) آن را در ذريه خود كلمه باقيه اى قرار داد ، گو اينكه ممكن است ابراهيم ( ع ) چنين چيزى را آرزو داشته ، اما خواستن و آرزو كردن ، غير از جعل باقى و قرار دادن است . بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : مراد اين است كه خداى تعالى امامت را كلمه باقيه اى در ذريه ابراهيم ( ع ) قرار داد . به زودى در باره اين تفسير در بحث روايتى آينده ان شاء اللَّه بحث خواهيم كرد . مطلب ديگر اينكه از آيه شريفه چنين برمىآيد كه ذريه ابراهيم ( ع ) تا روز قيامت از اين كلمه خالى نمىشود . * ( « بَلْ مَتَّعْتُ هؤُلاءِ وَآباءَهُمْ حَتَّى جاءَهُمُ الْحَقُّ وَرَسُولٌ مُبِينٌ » ) * اين آيه كه در آغازش كلمه « بل » آمده اعراض از چيزى است كه از آيه قبلى فهميده مىشد ، و معنايش اين است كه : برگشتن مشركين از شرك به توحيد ، نهايت چيزى بود كه از مشركين اميدش مىرفت ، و ليكن برنگشتند ، بلكه من اين مشركين قوم تو را و پدران ايشان را چند صباحى از زندگى بهره مند كردم ، و از نعمتهاى خود برخوردار نمودم تا آنكه حق و رسولى مبين به سويشان بيامد . و چه بسا التفاتى كه در اين آيه از غيبت به تكلم به كار رفته ، و فرموده : « من آنان را برخوردار كردم » براى اين بوده كه به عظمت جرم مشركين اشاره كرده باشد ، و بفهماند مشركين در كفران نعمتها و كفرشان به حق و نسبت سحر دادن به رسول خدا ( ص ) هيچ منظورى جز توهين به خداى تعالى نداشتند . و مراد از اينكه فرمود : « تا آنكه حق به سويشان آمد » همين قرآن است . و مراد از « رسول مبين » رسول خدا ، محمد مصطفى ( ص ) است . * ( « وَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ قالُوا هذا سِحْرٌ وَإِنَّا بِه كافِرُونَ » ) * اين جمله طعنى را كه مشركين به حق زدند ، يعنى به قرآنى كه برايشان نازل شد
--> ( 1 ) ابراهيم و يعقوب ، فرزندان خود را به دين توحيد وصيت كرده ، و گفتند : اى فرزندان من خداى براى شما دين را برگزيده پس زنهار از دنيا نرويد مگر مسلمان . سوره بقره ، آيه 132 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 45 .